لحـ ـظهـ ـهای بـ ـ ـ ـ ـودن
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 توسط محسن دبير |
http://axgig.com/images/21972881415340097068.jpg

  سلام دوستان 
 
 لطفاً  >نظر< یادتون نره 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 18 فروردین1392 توسط محسن دبير |

 خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردی

اما بدون اونطرف پل همسفرت و یارت فقط یه خره
بش تکیه نکنی !

نه کوه به کوه می رسه ، نه آدم به آدم
حقتون رو همون موقع که دم دستتون هست ، بگیرین !

با اونایی که ” دستشون به دهنشون نمیرسه ” درست حرف بزن!!
ممکنه دستشون به دهن تو برسه !!

یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که
بنده ى خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد !

اسمش روز طبیعته
ولی بقیه ۳۶۴ روز سال سر جمع اندازه امروز طبیعت خسارت نمی بینه بنده خدا

یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون
بهم گفت آرزو کن
گفتم یه خونه میخوام , گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !!؟؟
خیلی منطقی بود لامصب !

میگما مامان شما هم سیب زمینی سرخ شده ها رو تا قبل از غذا
تو اعماق کابینتها قایم میکنه عایا !؟

دختران عزیز توجه کنید !
مرده شور اون زیبایی رو ببرن که قراره بعد از حموم هیچی ازش باقی نمی مونه!

من ساعت خوابم رو با آمریکا تنظیم کردم …
فقط مونده درسم رو تموم کنم،ویزا بگیرم، آیلتس قبول شم
پذیرش بگیرم، پول در بیارم و بلیت بخرمو برم …
همین

میرن ۱۰۰۰متر زیر آب به ماهیه سیخ میزنن
گاز که میگیره میگن ببینید چه خطرناک و وحشیه ؟
بعد اسم برنامه رو میزارن
جستجوی هیولا …
هیولا تویی ، ول کن زبون بسته رو !

اگه یه موقع از جلوی خشکبار فروشی رد شدی،چشمت به پسته افتاد
دلت شکست،مارو هم دعا کن!

یه مقاله خوندم توش نوشته بود:
بعد از هر ۲۰ دقیقه کار با کامپیوتر،۲۰ ثانیه به یه جای دور نگاه کن!
از همینجا خدمت صاب مقاله سلام عرض میکنمو میگم:
آخه عزیز من !
من اگه میدونستم ۲۰ دقیقه دیگه کِی میشه،
که ۴ بار چاییم سرد نمیشد!!

من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره
دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم!
یه همچین آدمی قانعی بودم من!!!

من نمیدونـم بعضی دخترا چرا اِنقـدِ حسّاسن …!!!
اسمشو به جایِ مریم ، مهسا صدا کردم …
قهـر کرد رفت … !!!

دوست دارم الان یکی بغلم کنه بگه:
چته دیوونه بیا این یه نخ سیگارو بکش!!
منم بگم پاشو بروگمشوکصافت آشغال ناباب
خیلی صحنه آموزنده و ملودرامی میشه!

شما یادتون نمیاد
خودمم یادم نمیاد
مال خیلی وقت پیشه !
بعله

یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه
لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره
اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که
مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده
منم دستاشــــو رها کردم دیگه برنگشت یعنی منـــــو نخواست بیشعور !

تفاوت ما با نسل جدید :
آن چیست که بدون آن نمیتوان زندگی کرد اما دیده نمیشود ؟
جواب ما : هوا
جواب نسل جدید : وایرلس !

بچه بودم فک میکردم گوَزنا شوهر آهوا هستن

دخترا , پسرا… هرچقدرم عاشق چاووشی و یگانه باشید
یا حتی عاشق افتخاری و شجریان باشید
بازم هیچ فرقی نداره
شب عروسیتون باید امشو شوِ شِ لیپک لی لی لونه بذارید
 این یه قانونه !

اصن کارخونه ی رانـــــــــــــــــــــی
باید با شرکت جـــــی ال ایـــــکس همکاری کنه تا
یه آبمیوه بده بیرون که میوه ی تهش از قوطی بیاد بیرون به راحتــــــــــی!

 

باز کجا ؟؟؟
سوالی که حتی اگه ۲سال خونه باشی
و یهو بخوای از خونه خارج بشی حتما میشنوی !

این روزا خرجم زیاد شده گرونی هم انقد بیداد میکنه
جیبم دیگه جواب که نمیده هیچ، تازه سوالم میپرسه!!!

خربزه که سهله….. ما نارنگیم میخوریم باید منتظر لرزش باشیم…

اگر “ضربه فنی” شدی ، دوباره شروع کن……
“ضربه مغزی” که نشدی……!!

طریقه روانی کردن دخترا با دو حرکت:
ازشون عکس بگیرید.
عکس رو بهشون نشون ندید!

از قیافه پسره معلومه مسواک شخصی هم نداره
قیافش شبیه دمپایی جلو بسته ی توالت میمونه
بعد تو اینفو زده :
“من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست
اگه مال من نشدی قطعاً بهترین نبودی”

یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه ؟
اون روز یا خیلی خوشبختی یا خیلی بدبخت

هموطن عزیز !
در آیین نامه‌ی راهنمایی و رانندگی ، بخش حق تقدم
اشاره ای به قیمت خودروی شما نشده است !’

دقت کردین:
پســرا ۱۰ دقیقه حاضر میشن، ۴ساعت میرن بیرون ..!
دختـــرا ۴ ساعت حاضر میشن، ۱۰ دقیقه میرن بیرون

پدرش بهش گفت این ۱۰۰۰تا چسب زخم رو بفروش تا برات کفش بخرم …
بچه نشست با خودش فکر کرد یعنی باید آرزو کنم
۱۰۰۰نفر یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم ؟
ولش کن ، همین خوبه …

اگه تو مسیری هستی که ترافیک نیست ، قطعاً اشتباه اومدی!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 اسفند1391 توسط محسن دبير |

به سلامتي اوني كه يه روز مياد سره خاكم

اما نمي تونم جلو پاش پاشم

اما خيالم راحته كه خاك زير پاشم ...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 اسفند1391 توسط محسن دبير |

ایــن روزهــــا زیـــادی ســـاکت شده ام. . .

نمــی دانم چـــرا

حـــرفهــایــم بــه جـــای گلـــو. . .

از چشــمانم بیرون مــی آیــند. . . .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 اسفند1391 توسط محسن دبير |

خدایا...

همه از تو می خواهند : "بدهی"

اما من از تو می خواهم: "بگیری"

خستگی و دلتنگی و غصه ها را از لحظه لحظه ی روزگار آنهایی که دوستشان دارم ...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 اسفند1391 توسط محسن دبير |


به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگیز جدایی؟

به چه چیزی؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟

به چه می خندی تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

خنده دار است بخند!!!...

درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما دوستان، من(محسن) سعی می کنم محیط پر بار و جالبی رو برای شما عزیزان به ارمغان بیاورم.منتظر نظرهای شما هستم و شما هم منتظر مطالب من باشید.

¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸
¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸

بیراهه هم برای خودش راهیست !

وقتی من را به تو برساند ..

و حوصله

چه زود بیطاقت می‌شود

در ادامه راهی که

به تو ختم می‌شود ..

آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها

   
   

AvaCode.15
MihanTheme